محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
2913
تاريخ الطبرى ( فارسي )
از دست او به مكه گريختند . عمرو بن سعيد به عمرو بن زبير گفت : « مردى كه او را به مقابلهء برادرت فرستيم كيست ؟ » گفت : « هيچكس را نخواهى فرستاد كه در مخالفت وى سختتر از من باشد . » گويد : از مردم مقررى بگير ، ده ها كس را روانه كرد . از غلامان اهل مدينه بسيار كس روان شدند . انيس بن عمرو اسلمى با هفتصد كس با عمرو بن زبير روان شد كه او را بر مقدمهء خويش فرستاد كه در جرف اردو زد . گويد : مروان بن حكم پيش عمرو بن سعيد آمد و گفت : « كس به جنگ مكه نفرست و از خدا بترس و حرمت خانه را مشكن ، عبد الله بن زبير را نديده بگيريد كه كهنسال شده و شصت و چند سال دارد و مردى است سخت سر ، به خدا اگر نكشيدش به زودى خواهد مرد . » عمرو بن زبير گفت : « به خدا بر خلاف كسانى كه خوش ندارند ، با وى جنگ مىكنيم و در دل كعبه به او حمله مىبريم . » مروان گفت : « به خدا من اين كار را خوش ندارم . » گويد : انيس بن عمرو اسلمى تا ذى طوى برفت . عمرو بن زبير نيز تا ابطح رفت و كس پيش برادر خويش فرستاد كه قسم خليفه را راست كن و غلى از نقره به گردن خود نه كه ديده نشود تا مردم به جان همديگر نيفتند ، از خداى بترس كه در شهر حرام به سر مىبرى . عبد الله بن زبير جواب داد كه وعده گاه در مسجد الحرام . گويد : آنگاه عبد الله بن زبير ، عبد الله بن صفوان جمحى را كه جمعى از مردم مقيم اطراف مكه به دو پيوسته بودند سوى ذى طوى به مقابلهء انيس بن عمرو فرستاد كه با وى بجنگيدند و انيس به سختى هزيمت شد . ياران عمرو بن زبير نيز پراكنده